تبليغاتX
مردنوشته
سلام

هفته ديگه هم تعطيل شد تا من شديدا به صرافت يه سفر بيفتم!دوس دارم برم اهواز!از اونجا بيام شيراز و خانوم رو وردارم بيام اصفهان!بعدش هم ۱ شنبه اون بره و من بيام!!!!

از صبح درگير يه كار با موضوع هدفمند كردن يارانه ها بودم!اطلاعات جالبي به دست آوردم!تقريبا تو بخشي كه من كار ميكنم قيمت محصولمون بايد ۱۰ برابر بشه!

اوضاع پولي تمام اطرافيانم خرابه!به حدي كه همه گير كردن!نميدونم چطوري شده كه اينجوري همه گرفتار شدن و پول تو دست هيچكس نيست!!!

موفق باشيد

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت 12:46 |
سلام

سلام

وقت همگي بخير!جور شد رفتم هم بليط رفت خوب گيرم اومد هم برگشت !هم مريض نشدم !هم هوا خوب بود!حسابي با بارون حال كردم !مدتها بود با صداي بارون نخوابيدم و با صداش بيدار نشده بودم!هم پدر و مادر رو خوشحال كرديم و دور و برشون بوديم!فقط شايد كمي خانمم از اينكه كم ميرفتم اونجا دلگير بود كه اونم آروم آروم درست ميشه!

الان هم كمي خسته ام!اما بايد كارام رو راست و ريس كنم!

خوب و خوش باشيد

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت 9:15 |
سلام

حالم خوب نشده اما میرم شیراز!هفته آینده باید برم یه شهر جنوبیه دیگه ماموریت ،اگه زود تموم شد ماموريتم محرمانه ميرم شيراز

حالا هم نه بليط رفت دارم نه برگشت برم ترمينال جنوب ببينم چه ميشه!

تورهاي مسافرتي خارجي خيلي خيلي ارزون شده اگه طالبين وقت خوبيه واسه رفتن و ديدن!

عيد همه تون مبارك باشه!اميدوارم بتونيم منيت خودمون رو قربوني كنيم!

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهارم آذر 1388 و ساعت 16:35 |
سلام

دیروز نرفتم دکتر و امروز میرم!اما غذا درمانی آبجی اثر خوبی داشته برام!

خدایی تا میام خوب بشم حکم زندانی ها دوباره حالم رو بد میکنه!دل و دماغ رفتن به شیراز رو هم ندارم!خانم هم اصرار داره که برم!

الان هم زير آفتاب دارم تايپ ميكنم و عرق!!!

خوب و خوش باشيد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 9:58 |
سلام

گلودرد بدی گرفتم!دیشب هم خونه خواهرم نرفتم که بچه هاش مریض نشن !خونه هم سرد بود و غذا هم از این آش آماده ها گرفتم!الانم گلوم حالتیه که تا عصر حتما باید برم سوزن بزنم!واسه یه وام خودرو باید برم یه شهر دیگه !

دیشب بچه ها رفتن دیدن اب طحی!خیلی از شرایط زندان خصوصا ۲۰ روز اولش بد میگفته و فقط میگفته باید کاری کرد زودتر بقیه بیان بیرون!

خوب و خوش باشید مواظب باشید مریض نشید!

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 10:2 |
سلام

چند روزيه سعي ميكنم يه بار ديگه تاريخ معاصرمون رو بخونم،يادم رفته همه چي!اولين سوال كه اومد تو ذهنم اين بود چرا تاريخ معاصر ما به خوبي تو دانشگاه تدريس نميشه!كتاب انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن اونقدر جامع نيست كه ما محروميتهاي قبل و شرايط قبل رو بفهميم!

كتاب امير هوشنگ مهدوي -صحنه هايي از تاريخ معاصر -يه جمله از كسروي آورده كه جالب بود برام:

از ده نخست فروردين نشان گرسنگي ميان مردم پديدار شد . كساني با رخساره هاي كبود پژمرده و چشم هاي فرو رفته ديده مي شدند . چنانكه گفته ايم هوا امسال به خوشي مي گذشت و در اين هنگام سبزه ها سرافراشته بود . كم كم گرسنگان به سبزه خواري پرداختند . به باغها ريخته گياه هاي خوردني به ويژه يونجه را چيده مي خوردند . از اين زمان تا سي و چند روز ديگر كه راه ها باز شد ، يونجه خوراك بينوايان مي بود . مشهدي محمد علي خان مي گويد : سنگرهاي ما در خطيب پهلوي يونجه زارها مي بود . هرروز زنان و بچگان دسته دسته به آنجا مي ريختند و دستمالها را پر يونجه ساخته بر مي گشتند . زناني كه بچه مي داشتند به نوبت بچه هاي يكديگر را نگهداري مي كردند و ديگران به يونجه چيني مي رفتند. پس از ديري در نزديكي سنگرهاي ما يونجه نمانده و اين زنان و بينوايان تا نزديكي سنگرهاي دولتيان رفته از آنجا يونجه مي چيدند . يكروز هم جنگي رخ داد و يكي از زنان تير خورد . تا سالها حكايت يونجه خوردن در تبريز بر سر زبانها مي بود . چند سال پس از اين جنگها روزي ديدم در بازار مردي با پاسباني كشاكش مي كرد و در ميان سخنان خود چنين مي گفت : " يونجه خورده و مشروطه را گرفته ايم ، كه كسي به كسي زور نگويد "

احمد کسروی، تاریخ مشروطه ايران

امروز هم دومين سخنراني مو سو ي اومد كه متنش جالبه!بخونيدش!

متاسفانه خبرايي مبني بر حبساي زياد شنيدم كه اميدوارم درست نباشه مثلا ابطحي به ۱۱ سال محكوم شده!عطريان فر ۸ سال!سعيد شريعتي ۷ سال!! بهزاد نبوي ۶ سال!كه اميدوارم درست نباشه!اما ما جهان سومي هستيم و راه طولاني داريم تا به جايي برسيم كه كسي به كسي زور نگه!

هزينه زيادي بايد داد اما آخرش خوبه!اصلا هم فكر نميكنم اگه من مصدر امور بودم بهتر رفتار ميكردم چون وقتي نظارت نهادينه نشه تو جامعه هر كسي در معرض آسيبه !!

موفق باشيد

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 9:7 |
سلام

سر صبح شنبه رفتم دوش بگيرم در حموم روم بسته شد و ۱ ساعت با ابتدايي ترين وسايل در رو باز كردم!خيلي سخت بود!خدايي آدم مجرد چقدر بايد سختي بكشه!از لولا بازش كردم و اونوري درش آوردم!

تا الان اگه وام اداره هم جور بشه ۶ ميليون دارم واسه آخر ماه و ۴ تاي ديگه كم دارم!اكثر وقتايي ميرم خونه از جلو اون خونه رد ميشم و كيف ميكنم از نماي خونه م!!!

خانوم هم آنفلوآنزا نوع آ از مريضش گرفته و سخت بد حاله!البته الان خوب شده!

دو هفته تعطيلي رو موندم كجا برم!احتمالا اين هفته ميرم شيراز و هفته بعدي هم اصفهان!تا چه پيش آيد!

خوبو خوش و سلامت باشيد.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 12:0 |
سلام

من اين هفته نهايت آشفتگي رو داشتم!اينقدر كه هر كي منو ميديد ميگفت چي شده!ا۲ روز پيش خيلي حالم گرفته بود و دوست داشتم با كسي صحبت كنم اما وبلاگ اصلا راه نميداد!

كمبود پول و اينكه اولين بار بود كه تو اين اوضاع بودم و نبود اطرافياني كه بهم كمك كنن و عدم درك خوب خانمم و شرايط حاد كاري و ترافيك كار سبب شد هفته تاريخي واسم رقم بخوره!

الان بعد چند روز اومدم سلام كرده باشم!اما واقعا تو بعضي دلگيريهام از زمونه دوست دارم تو همين وبلاگ درد دل كنم و كمكم ميكنه شرايط رو بهتر تحمل كنم و نبودش سخته!

موفق باشيد و انشالله خانمها شرايط مرداشون رو وقتي تو مضيقه هستن درك كنن!

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 13:50 |

سلام

من تا الان نه تو بازار بودم و نه كار اقتصادي كردم!خريد يه خونه بزرگترين كارم بوده!واسه همين هم الان فكرم درگيره چگونگي پرداخت تعهداتمه!!موهام سيخ سيخي و آشفته!!!

هميشه دوست داشتم خودم خونه بخرم!با پول خودم و بدون نياز به غير!خدا رو شكر ميكنم كه شرايطش فراهم شده و انشالله بقيه ش هم به خير و خوشي تموم بشه!دارم دوتا وام ديگه هم ميگيرم اگه جور بشه!احتمالا به عنوان مفسد اقتصادي در روزهاي آينده منو تو تلويزيون ميبينيد كه دارم به گرفتن ۴ وام خودرو اعتراف ميكنم!!!

جالبه ديشب به خانمم جريان اقساطو ميگم و ميگه خب من طلاهامو ميفروشم اما خدا كنه وام ت جور بشه و محتاج زنت نشي!!!!من هم از ته دل گفتم انشالله!!

موفق و جاويد باشيد!

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 13:44 |
سلام

سفر ۲ روزه اي به رام سر رفتم!خيلي عالي بود و خوش گذشت!جاي همه خالي!

اين چند روزه چند مطلب خوندم!اول مطلبي راجع به ۵۰ سال پيش كشورمون و فقر و بيكاري كه بوده!دوم ديدن آثار تاريخي پهلوياول و دوم در شمال!سوم يه چندتا نقل قول كه تو يه پست سياسي ميزارمشون!همه اين مطالب فكرمو مشغول كرده بود:كجا بوديم و كجا ميخايم بريم!تو اوج قدرت چقدر دنيا بايد بيوفا باشه كه تبعيد بشي !!!!و ....

چند سال ديگه تمام جنگلهاي شمال ميشه ويلاي تهرانيها!بعد بايد بريم اونجا ساختمون ببينيم و بيايم تهران دودش رو بخوريم!!!

دارم كمي سرفه ميكنم خدا كنه مريض نشم تو اين بيپولي!!!

موفق باشيد

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 12:7 |